به گزارش خبرگزاری بسیج از کرج، کجایند آنان که در صحنه پیکار ، شمشیرهاشان را از غلاف بیرون کشیده ، هر گوشه از میدان نبرد را دسته دسته و صف به صف فرا می گرفتند ؟ آنان جوانمردانی بودند که در پایان هر مصاف از بقاء زندگانی بازگشته از کارزار سپاه خود ، شادمان نمی شدند و از بابت مرگ سرخ کشتگانشان از کسی تسلیت نمی خواستند ، چشمانشان از شدت گریه خوف بر درگاه جلال ربویی به سفیدی گراییده ، شکم هاشان بر اثر روزه داری لاغر گشته و پوست لبانشان بر اثر مداومت بر دعا و ذکر حق خشکیده. رنگ رخسارشان از فرط شب بیداری زرد گشته و غبار فروتنی و تواضع چهرهاشان را پوشانده آنان برداران من هستند که از این سرای فانی سفر می کنند پس سزاوار است که تشنه دیدارشان باشیم و از اندوه فراقشان انگشت حسرت بر لب بگزیم.
امیرالمومنین علی (ع) - نهج البلاغه - کلام 120
روزهای پایانی سال است ...
همه در حال جنب و جوش هستند ... خانه ها تمیز میشوند ...
وسایل تعویض می شود ... لباس های نو جای لباسهای کهنه را می گیرد ...
میتوان گفت همه درگیر کارهای دنیایی خویش هستیم ... تا آنها را به خوبی انجام دهیم و برسیم به بهار طبیعت ...
در این هیاهو تقویم را نگاه میکنم ... بیست و دوم اسفندماه ... روز بزرگداشت شهید است ...
ذهن پر میزند به سی و چند سال پیش ... سالهایی به ظاهر دور اما نزدیک ...
دور به وسعت گذشت زمان و نزدیک به نام شهیدان ...
شهیدانی که زینت بخش بزرگراه ها و خیابان ها و کوچه هایمان شده اند ...
همت ها ... باکری ها ... برونسی ها ... کاوه ها ... زین الدین ها ... کریمی ها ... ابراهیم هادی ها ...
در زمانه ای که چشم هم چشمی زیاد شده مردانی مرد چشم و هم چشمی کردند به راه رسیدن به معشوق ...
و چه زیبا روزی از روز های اسفند ماه که بهار شهادت است به اسم شهید زینت پیدا کرد ... تا زمستان ده روز زودتر به اسم بهترین ها به پیشواز بهار برود ... بهاری همراه با شکوفه های سرخ شهادت.
امام روح الله چه زیبا وصفی کرد برایمان از حال پرستوهای عاشق :
شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصلشان عند ربهم یرزقونند ...
نویسنده: سیده ساجده قریشی