علاج کار کشور عبارت است از بیداری مردم، حفظ انگیزه‌های ایمانی مردم، به‌کار گرفتن جوانان پُرانگیزه و مؤمن، و تقویت درونی کشور؛ این تنها راه است.بیانات امام خامنه ای (مد ظله العالی)در دیدار مردم آذربایجان شرقی‌
منو اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
تقویم
اوقات شرعی
اخبار > بوی ماه مهر


  چاپ        ارسال به دوست

بوی ماه مهر

بوی ماه مهر

کم‌کم بوی ماه مدرسه از آسمان و زمین به مشام می‌رسد و مرا دلتنگ خود می‌کند.

من عاشق مدرسه‌ام؛ اما عاشق همه مدرسه! یعنی هم درس خواندن و فکر کردن و اضطراب شب‌های امتحانش را دوست دارم و هم بازیگوشی و بگو بخند و شیطنت‌‌های سرکلاس را !

حتی فکر و خیال‌ این روزها هم دلچسب است؛ این‌که معلم‌های امسال چه‌شکلی هستند و روی کدام نیمکت می‌نشینی

و بغل‌دست توکیست و ده‌ها سؤال بی‌جواب دیگر که برای روشن شدن آنها، باید تا اول مهر صبر کنی.

جنب و جوش‌های آخر شهریور هم جور دیگری است. بعضی‌ها هنوز خیال سفر دارند و دلشان می‌خواهد از آخرین روزهای تعطیلات هم استفاده کنند؛ بعضی هم در تکاپوی خرید وسایل مدرسه هستند. و من جزو گروه آخرم.

 یعنی تابستان امسال به فرموده پدر گرامی و به دلیل مسائل مالی از سفر خبری نیست؛ اما خریدِ مدرسه برقرار است اما با شرایط جدید!

دیشب پدرم با من و خواهرم جلسة مهمی گذاشت و بعد از کلی تک و تعریف، حالی‌مان کرد چون دیگر عقلمان ‌رسیده و پا به دوران با شکوه نوجوانی گذاشته‌ایم، شرایط خرید مدرسة امسال، با سال‌های قبل فرق دارد و خلاصه از بریز و بپاش‌های گذشته خبری نیست. اما شرایط جدید و قرار و مدارهای جلسه دیشب :

 

زمان خرید

 یک هفته مانده به پایان شهریور به مدت دو شب، خانواده محترم در خدمت ما هستند تا هر چه می‌خواهیم بخریم و اگر نتوانیم در مدت تعیین‌شده کارمان را تمام کنیم دیگر از خرید، خبری نیست.

 

مکان خرید

 دلبخواه است اما پیشنهاد شد سراغ فروشگاه‌های بزرگ و مراکز خریدی برویم که معمولاً آن‌جا همه چیز پیدا می‌شود و می‌توانیم در وقت صرفه‌جویی کنیم.

 

میزان خرید

برای من و خواهرم به طور جداگانه مبلغی تعیین شد و قرارگذاشتیم این پول به طور تمام و کمال در اختیار ما باشد و با نظر خودمان، آن را مدیریت کنیم و هر چه بخواهیم بخریم؛ حتی اگر چیزی ازآن ماند پس‌اندازش کنیم.

شرط اول و دوم بد نبود . اما شرط سوم وسوسه انگیز و در عین‌حال اضطراب‌آور بود.

دیشب خوابم نبرد. خوشحال بودم که خانواده‌ام به من اطمینان کرده‌اند و از طرفی هم نگران بودم! آخر با این مبلغ که نمی‌توانستم همه وسایلم را نو ‌نوار کنم. حتی می‌توانستم پولم را برای کارهای مهم‌تر هم پس‌انداز کنم. پس باید انتخاب می‌کردم و این، انتخاب سختی بود. خلاصه کلی فکر و خیال دارم و نمی‌دانم چه‌کار کنم. فقط امیدوارم تا روز خرید، بتوانم بهترین تصمیم را بگیرم.


٠٩:١٣ - 1394/06/30    /    شماره : ٩٩٠٧    /    تعداد نمایش : ٧٤٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 

كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به بسیج شركت ملي صنایع پتروشیمی می باشد