علاج کار کشور عبارت است از بیداری مردم، حفظ انگیزه‌های ایمانی مردم، به‌کار گرفتن جوانان پُرانگیزه و مؤمن، و تقویت درونی کشور؛ این تنها راه است.بیانات امام خامنه ای (مد ظله العالی)در دیدار مردم آذربایجان شرقی‌
منو اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
[فراموشی رمز توسط ایمیل]
تقویم
اوقات شرعی
اخبار > قِل قِلی


  چاپ        ارسال به دوست

قِل قِلی

باد قِل قِلی را فوت می کرد، قِل قِلی می رفت به چپ و راست.خوشحال و خندان با باد بازی می کرد..

قل قلی

 تا این که باد به قل قلی گفت: وای! یادم رفته بود من کارهای دیگری هم دارم.

قل قلی گفت: چی کار داری؟ نرو.بیا با هم بازی کنیم. خواهش می کنم نرو.

 باد هو هو کرد ورفت: نه. باید برم برگ هارا پخش کنم، ابرها را از صورت خورشید خانم دور کنم کاری کنم گل ها تاب بخورن خیلی کار دارم زود می یام. قل قلی قبول کرد.

قل خورد و قل خورد تا به مورچه رسید و گفت:بیا با هم بازی کنیم. مورچه گفت: نه نمیشه، من کار دارم تازه اگر با تو بازی کنم له و لورده می شم. قل قلی گفت: باشه پس من می رم تا یک هم بازی پیدا کنم.

قل قلی بازم قل خورد و رفت تا رسید به سنجاب زرد که داشت می رفت بالا ی درخت. قل قلی گفت: وایستا نرو.می آی با هم بازی کنیم؟ سنجاب زرد گفت: آره، باید برم به دوستم بگم اون هم بیاد بازی. قل قلی یواش رفت زیر درخت قل قل خورد تا به سنجاب ها رسید. سنجاب ها با قل قلی بازی کردند تا این که سنجاب زرد گفت: الان نوبت منه که با قل قلی بازی کنم.

 دوستش گفت: نه خیر، نوبت منه. یک دفعه ناخن سنجاب زرد توی تن قل قلی رفت و داد زد: وای...کمک...داره بادم خالی می شه... کمک ....کمک...

سنجاب زرد گفت: ببخشید. ولی دیگه فایده ای نداشت. قل قلی پای درخت ولو شد باد صدای قل قلی را شنید. خودش را به او رساند. ولی هر چه گشت او را پیدا نکرد. تا این که مورچه رادید، از مورچه پرسید: تو یک توپ قل قلی ندیدی؟ مورچه گفت: دیدم. می خواست با من بازی کنه، من ترسیدم از اون طرف قل خورد و رفت.

باد هو هو کرد و رفت تا به سنجاب ها رسید و پرسید: شماها قل قلی را ندیدی؟ سنجاب ها ناراحت شدند و با دست هایشان جای قل قلی را نشان دادند. باد پیش قل قلی رفت و قل قلی را ناز کرد. قلقلی چشم هایش را باز کرد ناله کرد و گفت:من دیگه نمی تونم قل بخورم.

باد گفت: ناراحت نباش چشمانت را ببند.باد هوهوی کرد و توی تن قل قلی رفت . قل قلی چشماش و باز کرد و گفت: وای! من دوباره یک توپ قل قلی شدم. قل قلی و باد رفتند تا با هم بازی کنند.

قل قلی


١٠:٤٢ - 1395/06/20    /    شماره : ١٣٧٩٤    /    تعداد نمایش : ١٨٥٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




 

كليه حقوق اطلاعات و مطالب اين سايت محفوظ و متعلق به بسیج شركت ملي صنایع پتروشیمی می باشد